ميرزا حسن حسينى فسايى
40
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
چوب ساخته ، هرگونه متاعى مىآوردند . . . » « 1 » « . . . از غرايب اتفاقات كه نواب احتشام الدوله . . . فرموده است آن است كه . . . » « 2 » منابع كتبى فارسنامه ناصرى را نيز مىتوان به دو بخش منابع مذكور و منابع غيرمذكور تقسيم كرد : ، منابع مذكور آن دسته از كتب و رسالاتى هستند كه نويسنده به دليل اعتبارى كه براى آنها قائل است ، جابجا از آنها نام مىبرد مثلا « . . . در كتاب شيرازنامه . . . نوشته است كه اثرى از آن شهر باقى نمانده است . . . » ، « در كتاب تاريخ وصاف فرموده است . . . در دولت غازان خان ، اهالى شيراز التماس باروئى كردند . . . شيخ سعدى عليه الرحمه فرموده است . . . » « 3 » منابع كتبى غير مذكور ، كتبى است كه از آنها بدون ذكر نام و مشخصات و بطور كلى سخن مىرود : « . . . در كتابهاى تاريخ ، براى بسيارى مرقد امامزادگان و مدفن اولياى حق . . . شيراز را برج الاولياء گفتهاند . . . » يا « . . . در بعضى نوشتهها ، گفتهاند نام قديمى اين بلوك نسايك بوده . . . » « 4 » يا « . . . در نوشتجات قديم دشتستان كه به ملاحظه نگارنده فارسنامه ناصرى رسيد . . . نوشتهاند . . . » « 5 » يا « . . . چنان كه نگاشته گرديد اين رودخانه زيراه را در نوشتجات قديم رودخانه بنى تميم نوشتهاند . . . » « 6 » گاهى نيز مؤلف فارسنامه از افراد درخواست نوشتن مطلبى را كرده و به مشخصات اين افراد اشاره مىكند : « ترجمه خطوط ميخى را على قلى خان مخبر الدوله ، وزير علوم ترجمه كرده ، براى مؤلف فارسنامه فرستاد . . . » « 7 » يا در وصف شوريده شيرازى مىنگارد : « صورت تنقلات به آن عبارت براى نگارنده فارسنامه ، نگاشته ، فرستاد . . . » « 8 » و در ذكر خاندان وصال مىگويد : « . . . چون مؤلف فارسنامه ناصرى به اينجا رسيد و خواست القاب و كمالات اين سلسله را نگارد به حقيقت از عهده نيامده ، زحمت آن را به جناب مستطاب صاحب عنان فصاحت . . . ميرزا ابو القاسم فرهنگ واگذاشت و آنچه را آن جناب به قلم مشكين رقم نوشت ، همان را در اين جاى نگاشت . . . » « 9 » طبيعى است كه در اين قسمت نيز مؤلف فارسنامه با روشنبينى خاص خود ، عند اللزوم ويرايشهائى را در اين نوشتهها اعمال مىكرده است . در مورد اهم منابع گفتار اول فارسنامه ناصرى بايد گفت كه اگرچه تعيين دقيق مآخذ گسترده كتاب بويژه منابع غير مذكور دشوار است اما در ذيل هر واقعه كوشيدهايم تا منبع آن را معرفى كنيم و در اين مورد به منابع احتمالا اصيلتر و دست اولتر نيز اشاره كردهايم فى المثل چون ابن اثير مسلما از تاريخ طبرى استفاده كرده است ما ضمن اشاره به آنچه در تاريخ ابن اثير
--> ( 1 ) . همانجا ، بساتين شيراز ، گفتار دوم . ( 2 ) . همانجا ، وقايع سال 1287 ، گفتار اول . ( 3 ) . همانجا ، گفتار دوم ، خصايص شيراز . ( 4 ) . همانجا ، وقايع سال 1010 ، گفتار اول . ( 5 ) . همانجا ، گفتار دوم ، رودخانههاى فارس . ( 6 ) . همانجا ، گفتار دوم ، رودخانههاى فارس . ( 7 ) . فارسنامه ، گفتار دوم ، عمارات تخت جمشيد . ( 8 ) . فارسنامه ، گفتار دوم ، اعيان محله سنگ سياه . ( 9 ) . فارسنامه ، گفتار دوم ، اعيان محله سرباغ شيراز .